همیشه ما ایرانی ها زبانمان برای انواع اعتراض ها به شرایط اطرافمان دراز بوده است و همین اعتراض های بی پایه باعث شده تا همیشه هم زمان را از دست بدهیم و هم به نتایج دلخواه خود نرسیم.
راستی ما چقدر به خودمان زحمت می دهیم تا قوانین اعتراض کردن را بیاموزیم؟
هر اعتراضی بسته به موضوع و مخاطبان خود مسلماْ شرایط و زبان خاصی را می طلبد که متاسفانه هیچکدام از ما نه آن زبان ها را بلدیم و نه زحمت یاد گرفتن آنها را به خودمان می دهیم. بعضی وقتها فکر میکنم که شاید همیشه احساسات ما آدمهای احساساتی باعث شده است که همیشه اعتراض هایی بی پایه و بدون درک شرایط داشته باشیم. یعنی همیشه بدون در نظر گرفتن علت به حذف معلول رای میدهیم و درنتیجه حتی به یک قدم پیشرفت هم دست پیدا نمیکنیم. البته این احتمال هم وجود دارد که گفتن و بیان کردن یک اعتراض از سوی ما مهمتر از نتیجه گرفتن از آن اعتراض باشد.
فکر میکنم برای دست پیدا کردن به نتایجی بهتر باید بعضی چیزها را طبقه بندی کرد:
1 ـ زمان اعتراض: زمان خوب یکی از مؤثرترین المانهای موفقیت در هر کاری است(از دست و پا کردن یک شغل بگیرید تا حمله به دروازه حریف در یک بازی فوتبال). معمولاْ آدمهایی که از وقت شناسی خوبی برخوردارند در زندگی به نتایج بهتری دست پیدا میکنند.
زمانبندی کارها از دو جهت میتواند مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد: ۱- شناخت وقت مناسب که از لحاظ روانی و انرژیک بیشترین تاثیر را داشته باشد ۲-شناخت مهلت انجام کار
برای داشتن یک اعتراض خوب و کارآمد باید قبل از اینکه کار از کار بگذرد و تمامی چیزها روال خودش را طی کند و قضیه مورد اعتراض به یک روند روتین و هنجار برسد، باید اعتراض را انجام داد. این دقیقاً مانند زمانی است که برای اعتراض به نمره یک درس در دانشگاه یا مدرسه میگذارند. پس از اتمام وقت اعتراض مطمئناً اعتراض بی فایده بوده و هیچ ترتیب اثری درپی نخواهد داشت. یکی از مشکلات ما ایرانی ها در اعتراض کردن، ندانستن محدوده زمانی اعتراض است. در واقع همیشه وقتی به چیزی اعتراض میکنیم که دیگر دیر شده است و هیچ کاری از دست کسی بر نمی آید و یا تغییر مسیر اتفاق مورد اعتراض مستلزم صرف وقت و هزینه بسیاری میباشد که اغلب مقرون به صرفه نیست.
دومین مشکلی که ما ایرانی ها با وقت اعتراض داریم، ندانستن موقع مناسب اعتراض است. در همان محدوده زمانی ذکرشده باز هم تقسیم بندی زمانی دیگری وجود دارد که نسبت به شرایط حاکم بر محیط تعیین میشود. اگر ما شخصی را که مسئول رسیدگی به اعتراضمان میباشد، آقای هویج بنامیم، این آقای هویج علاوه بر اینکه شرایط محیطی و اجرایی مطلوبی را همیشه در دسترس ندارد، مسلماً همیشه شرایط روحی یکسانی نیز نخواهد نخواهد داشت. در واقع همیشه گوش شنیدن اعتراض های ما و شرایط اثربخشی آنها را ندارد. پس بهتر است ما از این دوحیث اطلاعات کافی را جمع آوری کنیم و در موقع مناسب با بیان کردن اعتراض خود راه هرگونه بهانه جویی را بر آقای هویج ببندیم.
2 ـ زبان اعتراض: هر شخصی زبانی دارد، چه برای بیان اعتراض و چه برای شنیدن آن. این موضوع در مورد موضوع مورد اعتراض و آقای هویج مربوط به اعتراض نیز صدق میکند. مسلماً هر موضوعی را نمیتوان با یک زبان به پای میز محاکمه کشاند. باید برای هرموضوعی با زبان تعریف شده برای آن موضوع شروع به اعتراض کرد و این تازه نصف قضیه است. در بین زبانهایی که برای یک موضوع ثبت شده اند باید زبانی را پیدا کنیم که آقای هویج هم آن را بفهمد تا مجبور نشویم به سختی و با صرف انرژی فراوان و با گذاشتن زمان بیشتری مطلب را به آقای هویج بفهمانیم. همینطور هم نباید با زبانی حرف بزنیم که هیچ ربطی به موضوع ندارد و احنمالاً آخر سر این جواب را بشنویم که:"شما که هیچ تخصصی در این مورد ندارید و حتی نمیتوانید از اصطلاحات رایج در این موضوع استفاده کنید، پس بهتر است در این مورد اظهار نظر نفرمائید و حل مشکلات موضوع را بر عهده متخصصان این امر (منظور آقای هویج و همکارانشان است) بگذارید." برخورد علمی با هر موضوعی - حتی اعتراض - مسلماً تأثیر بیشتر و بهتری خواهد داشت.
3 ـ روانشناسی اعتراض:درعین اینکه تمامی اعتراض ها از یک روانشناسی کلی و عمومی پیروی میکنند، هر اعتراضی روانشناسی مخصوص به خود را دارد. داشتن اطلاعات در مورد این روانشناسی به خصوص از چند جهت میتواند تأثیرگذار و قابل بحث باشد:
الف ـ جمع کردن افراد بیشتری که با شما هم عقیده هستند و احیاناً هم عقیده خواهند شد. با مباحث روانشناسی به راحتی میتوان اطرافیان را معتقد به موضوعی کرد که منطقی و مطمئناً مورد نیاز باشد.
ب ـ پیش بینی عکس العمل های آقای هویج و همکارانشان. با پیش بینی کردن این واکنش ها می توان از قبل برای جواب دادن به آنها برنامه ریزی کرد و یا حتی از ایجاد شرایط مطلوب برای بروز چنین عکس العمل هایی جل.گیری بعمل آورد. تصور کنید در چنین شرایطی شما چقدر مسلط بر موضوع هستید و تا چه حد میتوانید از موضع بالا برخورد کنید. البته شرایط خلاف این هم دقیقاً صادق است.
ج ـ مدیریت کردن معترضین و جریان اعتراض. مطمئناً این مهمترین اصل یک جریان اعتراضی است که ما باید در نظر بگیریم. ما با داشتن اطلاعات کافی میتوانیم حتی خود آقای هویج و جوابهای ایشان را هم مدیریت کنیم که یک چنین چیزی مسلماً خواستار داشتن قدرت مدیریتی و روانشناسی محیطی عالی از طرف معترضین میباشد.
با توجه به سه اصل ذکر شده در مورد اعتراض امیدوارم از این به بعد اعتراض هایی موفقتر، کاربردی تر، اثرگذارتر و صد البته منطقی تر داشته باشیم. نکته دیگری را هم که هیچوقت نباید فراموش کنیم این است که : " اعتراض به شرایط اطراف، حق مسلم هر انسان است ولی با درنظر گرفتن کامل شرایط و ضایع نکردن حقوق دیگران."