تبليغاتX
سوسو
مطالب احساسی و فلسفه های من در آوردی

سال نو بر همه دوستای خوبم مبارک.

وقتی میشه به این قشنگی خندید ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 فروردین1385ساعت 14:35  توسط کاظم لطیفی  | 

سـمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

بفتـراک جفا دلها چو بربندند بربندند

ز زلف عنبـرین جانها چو بگشایند بفشانند

به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند

نـهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند

سرشک گوشه گیران را چو دریابند دُر یابند

رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رمّانی چو میخندند میبارند

ز رویم راز پنهانی چو میبینند میخوانند

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد

ز فکر آنان که در تدبیرٍ درمانند در مانند

چو منصور از مراد آنان که بر دارند بردارند

بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند

درین حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند

که با این درد اگر در بند درمانند در مانند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 فروردین1385ساعت 13:6  توسط کاظم لطیفی  |